بير شعر کيتابيندا اوخودوم کی <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

درکتاب شعری خوندم که

آيريليق چاغيندا داشلار آغلايير

درزمان جدائی سنگها هم گريه ميکند

#

 

بيلميرم  نه دنسه

امانميدانم چرا

بيز آيريلاندا

وقت جدايی ما

داشلاردا

سنگها هم

برکي ييب

 سخت شدن     

سنه تای اولدو!!!

همانند تو!!!

               شعر:(دل آسا) دان

/ 4 نظر / 7 بازدید
مریم

سلام.ممنون که به من سر زده بودی. خوشحال می شم بازم بهم سر بزنی.موفق باشی و شاد.

ماریا

مرا تبریز تب خیز است.هیچ وقت شهر زیبا تونو فراموش نمی کنم۰خیلی وبلاگ قشنگی دارید.

nadia

سلام دل اسای عزيز.....شعر خيلی قشنگی بود دستت درد نکنه...از اينکه فراموشم نکردی ممنونم... باز هم می ايم...